صائن الدين على بن تركه
116
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
طبقهء ششم كه ارباب علم حروفاند پيش ايشان نيز همين است كه بازگشت همه به سوى اصل خود است . و ليكن صورتى كه بدان بازگشت خواهد كرد آن صورت مقدسهء آسمانى است كه از آلايش عالم جسم و آميزش تصرفات خلق منزه « 1 » و مبرا افتاده و آن بيست و نه حرف است كه به خاتم انبيا فرود آمده « 2 » . هرگاه كه معانى آن « 3 » حروف خالى از تصرفات وضع و دخلها كه « 4 » در خارج از نفس ايشان بر ايشان بستهاند ، خود بيرون آيد ، چنانچه « 5 » از فحواى « انشق القمر » كه نشان ساعت است روشن مىگردد ، هرآينه تمام معنى از او ظاهر گردد ، چنانچه هرچه از اول « 6 » ازل است تا آخر ابد همه آشكارا گردد و هيچ پنهان بنماند « 7 » . گر بدى گوهرى وراى حروف * آن « 8 » فرود آمدى به جاى حروف طبقهء هفتم كه مرتبه اولى الايدى و الابصار است و خاص اين زمان است كه سيد ما - سلام اللّه على آبائه الكرام و عليه - ظاهر كرده آن است كه كاملان و محققان اجمالا معلوم كردهاند كه خروج تمام معانى از اين صورت كامله مىشود . و ليكن بر تفصيل استنباط آن قادر نبودند « 9 » و از تحقيق احوال و اوضاع آن عاجز بوده ، اگرچه از معنى بازگشت و معاد چيزى نمودهاند . اما از روز حساب و ميزان و تحقيق اعمال و حوض عاجزاند . اينها مخصوص است به امير - عليه السلام - و راه بيرون آمدن معنى از حروف بىكسب و تعمل شخص كه اصل همه است نيز بر ايشان روشن نگشته « 10 » . هزار نكتهء باريكتر ز مو اينجاست * نه هركه سر بتراشد قلندرى داند
--> ( 1 ) - ب : منزه است و . ( 2 ) - ب : آمده است . ( 3 ) - ب : از حروف ( 4 ) - ب : كه خارج . ( 5 ) - ب : چنانچه فحواى . ( 6 ) - ب : اول است تا آخر . ( 7 ) - ب : ننمايد ، بيت . دم : نماند . م 4 : نماند بيت . ( 8 ) - ب : او . ( 9 ) - م 2 : نبودهاند . ( 10 ) - ب : بيت .